رابطه شیوه های فرزند پروری والدین، سبک شناختی با خلاقیت دانشجویان

نوع مقاله : مقاله اصیل

نویسندگان

1 کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران

2 استادیار دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی

3 کارشناس ارشد روان شناسی عمومی، دانشگاه پیام نور، مرکز تهران جنوب

4 کارشناس روان شناسی بالینی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران

چکیده

مقدمه و هدف:پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین  شیوه‌های فرزندپروری والدین، سبک‌شناختی (استقلال-وابستگی میدانی) با خلاقیت می‌پردازد.
 
مواد و روش ها: این پژوهشاز نوع همبستگی و بر روی 219 نفر از دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر طوسی انجام شد (120 نفر دختر، 99 نفر پسر). جهت جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه شیوه‌های فرزندپروری، آزمون سنجش خلاقیت تصویری  و آزمون اشکال نهفته گروهی  استفاده شد. جهت بررسی رابطه و میزان پیش‌کنندگی متغیرهای فوق از روش رگرسیون گام به گام و جهت مقایسه دختران و پسران در متغیرهای پژوهش از تحلیل واریانس چند متغیری و آزمون تی مستقل استفاده شد.
 
یافته ها: نتایج  نشان داد تنها متغیرهای شیوه فرزندپروری اقتدار منطقی و سبک‌شناختی با خلاقیت در سطح 01/0p < معنی‌دار بودند. این دو متغیر مجموعاً 6/15 درصد از کل واریانس خلاقیت را پیش‌بینی کردند. متغیرهای جنس، شیوه‌های فرزندپروری سهل‌گیر و استبدادی چون نمی‌توانستند خلاقیت را پیش‌بینی نمایند از مدل رگرسیون حذف شدند. همچنین شاخص کلی خلاقیت و مولفه‌های بسط، سیالی و انعطاف‌‌پذیری و سبک‌شناختی دختران و پسران تفاوت معنی‌داری نداشت و تنها در مولفه‌ ابتکار، پسران بهتر از دختران عمل کرده بودند(012/0=p ). در مولفه ابتکار، میانگین نمره پسران (17/14) از میانگین دختران (52/12) بیشتر بوده و این تفاوت معنی‌دار بود.شیوه فرزندپروری والدین نیز در ارتباط با پسران سهل‌گیرتر از دختران بود(044/0=p ).
 
نتیجه گیری: والدین باید با ایجاد فضایی پذیرا در خانواده و همفکری و همکاری با اولیاء مدارس در جهت رشد شکوفایی خلاقیت فرزندان اهتمام ورزند و شیوه فرزندپروری را به عنوان یکی از عوامل مؤثر در بروز خلاقیت کودکان مد نظر داشته باشند.
 
واژهای کلیدی: خلاقیت، شیوه فرزندپروری، سبک‌شناختی، دانشجویان

کلیدواژه‌ها